دلنوشته: تولدی دیگر (1)
سه شنبه 27 بهمن 1394 ساعت 00:23 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهرداد | ( نظرات )

بنام قدرت مطلق

سلام دوستان جعفر هستم یک مسافر...

دلنوشته: تولدی دیگر

چند ماهی بیش نیست که در مسیر آگاهی قدم نهاده و تولدی دیگر را تجربه کردم. همچون نوزادی حیران و سرگردان با ترس به دنیای اطراف خیره شدم و گریستم. دوباره از نو باید همه‌چیز را فرا می‌گرفتم.

 می‌دانستم که با تعهد و آگاهی کامل پا به این دنیا نهاده‌ام ولی انگار از همان روزهای اول چنان فریفته ظواهر دنیا شده که همه‌چیز را از یاد برده بودم. حتی درست نفس کشیدن را! روزها و ماه‌های آغازین گیج و سرگردان همچون آدم‌های مست در افکارم غوطه‌ور بودم، فکرش را هم نمی‌کردم که تا این حد سنگین باشد، ترسیده بودم، می‌خواستم همه‌چیز را رها کنم و به پیله نادانی بازگردم.

بله من از پروانه شدن و پرواز می‌ترسیدم!

باوجود سختی های بسیار زیاد، به یاری حق پیش رفتم و در جریان قرار گرفتم. گرچه به سبب دشواری راه هزاران بار سست شده و توقف کردم ولی به هر نحوی بود ماندم. سرعتم نواسان زیادی داشت. بارها به‌سختی چند پله بالا رفتم و ناگاه بی‌آنکه بدان چرا، درست در لحظه‌ی که خود را در اوج می‌دیدم پایم می‌لغزید و با سر به زمین می‌خوردم. آن‌چنان دردناک بود که دوباره برخاستن را غیرممکن می‌پنداشتم. گاه از جایگاه اولیه‌ام پایین‌تر پرت می‌شدم و اثر جراحت در وجودم تا مدت‌ها هویدا بود و بهبود آن، زمان زیادی را طلب می‌کرد. گاه از اینکه در این مسیر گام نهاده بودم پشیمان می‌شدم و می‌خواستم رها از همه‌چیز به حالت نخست بازگردم ولی نمی‌توانستم. مدت‌ها گذشت تا فهمیدم چرا این زمین خوردن‌ها تا این اندازه برایم دردناک بوده است. من قبلاً زمین می‌خوردم ولی این‌قدر آزرده نمی‌شدم. دانستم که سقوط انسان آگاه با ناآگاه متفاوت است. در عین ناباوری به باور رسیدم. همه‌چیز همین بود، ساده اما دشوار!

دنیای شگفت‌انگیزی را تجربه می‌کردم. دیگر رها کردن امکان نداشته گاه سبک‌بال و در اوج و گاه سنگین و فرو رفته در زمین. مسیر پر باری را پیمودم و هنوز هم در اوایل راه هستم. با این وجود پنداشتم که بیان کردن برخی تجربیات و خاطرات خالی از لطف نباشد. آن زمان که خود را موجودی بی‌مصرف می‌پنداشتم، همه‌چیز زا زیر علامت سؤالی به وسعت دنیاست. باآنکه می‌دانم در جستجوی جوابی به این دنیا پا نهاده‌ام ولی نمی‌دانم چرا سؤال را فراموش کرده‌ام و با خود می‌اندیشیدم که آیا تا لحظه مرگ آن را به خاطرخواهم آورد یا اینکه با دو سؤال فراموش‌شده به دنیای دیگر، پا می‌گذارم؟!

به امید تولدهای دیگر


نوشته: مسافر جعفر

لژیون آقای تفرشی

تایپ: مسافر مهرداد

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته،

برچسب‌ها: تولدی دیگر،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر جلال دوشنبه 17 اسفند 1394 22:04
با سلام و خدا قوت
آقاجعفر متن شما بسیار زیبا و دلنشین است و گویا از دل همه مسافرین حکایت نمودید.
انشاالله در کارها مستحکم و ثابت قدم بمانید و برایمان بیشتر دلنوشته بفرستید.
مسافر شاپور پنجشنبه 6 اسفند 1394 17:56
با سلام وخسته نباشی به هم لزیونی خودم آقا جعفر مثل همیشه مطالب شما آموزنده و پر محتوا امیدوارم موفق وپیروز باشی خدا قوت
مسافر سعید چهارشنبه 28 بهمن 1394 12:22
سلام
مثل همیشه بسیار زیبا و آموزنده. خداقوت
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
صفحات دیگر ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات