دستور جلسه:وادی اول و تاثیر آن روی من + جشن تولد
یکشنبه 13 مهر 1399 ساعت 09:58 | نوشته ‌شده به دست مسافر امین لژیون 7 | ( نظرات )

جلسه هشتم از دور پانزدهم جلسات آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی دانیال اهواز، با استادی کمک راهنمای مسافر علی، نگهبانی مسافر نوید و دبیری مسافر آرش با دستور جلسه  ( وادی اول و تأثیر آن روی من) در روز  پنجشنبه١٠ مهر 1399 ساعت ۱۷ در این نمایندگی آغاز به کار نمود.
در خلال برگزاری جلسه شاهد برگزاری مراسم تولد سه سال رهایی کمک راهنمای مسافر اکبر بودیم



خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر، 
خیلی خوشحال هستم که در این جایگاه قرار گرفتم و خدمت شما آموزش می گیرم، قبل از ورود به دستور جلسه، امروز  در جزیره قشم مراسم کلنگ زنی  احداث ساختمان دانشگاه کنگره شصت توسط آقای مهندس دژاکام اجرا شد. این روز را خدمت تمام اعضای کنگره شصت تبریک میگویم، امیدوارم که همه ما بتوانیم با کمکهای مالی و خدمت کردن به آن نقطه ای که مد نظر مهندس هست برسیم. همچنین هفته پیش لژیون شهرستان شوشتر افتتاح شد، این  اتفاق میمون و مبارک را هم خدمت شما تبریک میگویم.
 دستور جلسه امروز وادی اول است که به گفته آقای مهندس اگر این وادی را درک نکنیم نمیتوانیم بقیه وادیها را برای پالایش نفس درک نماییم، بهترین تبلور این وادی همین تفکری بود که آقای مهندس از همان آغاز تشکیل کنگره در سر داشتند که در آن زیرزمین در خیابان انقلاب، تفکر تشکیل دانشگاه را ایجاد نموده و اسم آنجا را هم آکادمی نهادند. هر تفکری برای عملیاتی شدن یک پروسه زمانی را باید طی کند و ما اگر می خواهیم به آرامش، تمکن مالی یا تزکیه نفس برسیم باید این زمان را طی کنیم و یک سری شرایط را فراهم نماییم. مثلا آقای مهندس برای رسیدن و تاسیس  آکادمی و دانشگاه، از بیست سال پیش نیروی انسانی لازم را تربیت نمودند و همچنین پایه های مالی کنگره را استحکام بخشیدند.
 تفکر یعنی حرکت از یک مجهول برای رسیدن به یک معلوم، یا از یک مجهول برای رسیدن به یک مجهول دیگر یا از یک معلوم به یک معلوم دیگر. همان چیزی که من در ذهنم می سازم برای حرکت از یک مبدا به یک مقصدی می شود تفکر. مثلا شخصی به کنگره می آید تا به درمان برسد، بنا بر این باید علمش را بالا ببرد، علم یعنی کار کردن CD ها و خواندن کتاب و شرکت در جلسات، همچنین قدرت مالی هم می خواهد، چون باید هزینه رفت و آمد، تهیه شربت و امرار و معاش داشته باشد. کسی که قدرت مالی نداشته باشد نمیتواند به درمان کامل برسد، چون فکر آرامی ندارد. همه چیز مربوط به تفکر است، حالا ممکن است یک تفکری سالم باشد یا ناسالم. مثلا من میخواهم دنور بشوم یا خانه خوب بخرم،  اینجا نیروی القا حضور دارد که هم در تفکر سالم به یاری ما می شتابد و هم در تفکر ناسالم، چهار وادی اول مربوط به تفکر است؛  برای مثال وقتی ما میخواهیم به درمان برسیم, ممکن است دچار ناامیدی بشویم و دست از حرکت برداریم؛ وادی دوم این آموزش را به ما می دهد که زندگی بیهوده نیست و هر موجودی برای کاری آفریده شده و یا ممکن است مسئولیت زندگی و کارهایمان را بر عهده خانواده، دوستان، راهنما و یا حتی خداوند بیندازیم. وادی های سوم و چهارم به ما می آموزند که باید خودمان مسئولیت کارهایمان را بر عهده بگیریم، پس برای رسیدن به تفکر باید آموزش بگیریم و  CD ها را گوش کنیم و روی خودمان کار کنیم تا بتوانیم از موانع تفکر سالم عبور نماییم. کسی که دو سی سی شربت می خورد، مبداش دو سی سی است، مقصدش یک و نیم سی سی بعدش است و هدفش بازسازی سیستم مخدرهای طبیعی بدن است. بنابراین باید به مقصد و هدفش فکر کند.  اما اگر من روی دو سی سی به شربت بیشتر یا به مواد مخدر فکر کنم، نفسم آموزش نمی گیرد و نمی توانم پله کم کنم و سیستم بدنم را بازسازی نمایم.  


بخش دوم صحبتهایم در مورد آقا اکبر است. اکبر اولین رهجوی لژیون ششم بود، از شهرستان شوشتر می آمد. اکبر آقا قلب پاکی دارد. چنین شخصی زمین حاصلخیزی دارد. در زمین حاصلخیز می شود بذرهای خیلی خوبی کاشت. اگر کسی می خواهد به درمان برسد، باید حس هایش را سالم کند. قلب مرکز حس است در انسان. برای آموزش گرفتن، انسان باید از حسد، خشم، کینه، نفرت و قیاس آزاد شود؛ باید اینها کم بشود تا انسان ظرفیت آموزش را داشته باشد. اکبر این زمینه را داشت. بدون این که بخواهد بار مسئولیت سفرش را روی دوش خانواده یا راهنمایش بگذارد، این مسیر را بدون غیبت می آمد و در جلسه  حاضر می شد.  اهل نق زدن و در جا زدن نبود. مشکلات عدیده مالی هم داشت ولی هیچ وقت اینها را پیش من نمی گفت. اینها صفات کسی است که می خواهد سفر خوبی داشته باشد. خوب، آقا اکبر رها شد و بعد هم برای کمک راهنمایی امتحان داد و قبول شد. خوشحالم که تولدش با تاسیس آکادمی و همچنین لژیون شوشتر همراه شد. امیدوارم که خداوند فرصت خدمت به او بدهد. برای خودش و پسرش آرزوی موفقیت میکنم، امیدوارم که پسرش هم  رها  شود و خدمتگزار خوبی در کنگره باشد.  امیدوارم که آقا اکبر هم لژیون تشکیل بدهد و بتواند رهجوهای خوبی برای کنگره و این مسیری که در آن هستیم تربیت کند. از این که به حرفهایم توجه نمودید متشکرم.


سلام دوستان اکبر هستم یک مسافر،
من بیش از بیست سال درگیر اعتیاد بودم و راه های زیادی را رفتم و به نتیجه نرسیدم. خیلی هم تلاش می کردم ولی فایده ای نداشت. این سالهای آخر دیگر تسلیم شده بودم و می گفتم باید تا آخر عمر مصرف کننده باشم، تا این که به لطف خدا، راه کنگره را پیدا کردم و در لژیون علی آقا سفرم را شروع کردم. از همان روزهای اول، می دیدم که راهنماها و  خدمتگزاران کنگره، از افراد عادی بیرون از کنگره هم سر حال تر و شاداب تر هستند و این خیلی به من انرژی می داد. یکی از مشکلاتم این بود که هر وقت می خواستم برای درمان به کنگره بیایم، آشنایان و دوستانم می گفتند خوب، تو که بیست سال مصرف کننده بودی، حالا هم به جای این که چند سال دیگر به اینجا بروی و بدونه نتیجه بمانی، خودت ترک کن. چرا می خواهی این همه انرژی را تلف کنی؟ همین وادی تفکر بود که من را نجات داد و به خودم می گفتم: من که میدانم دارم چکار می کنم، دیگر به حرف اطرافیانم گوش ندادم و به راهم ادامه دادم. از همان روزهای اول هر چیزی که آقا علی می گفتند انجام می دادم، CD هایم را کامل می نوشتم و اجرا می کردم. علی آقا همیشه به من می گفتند خیلی جلوترت را باید ببینی، می گفتند اگر شما هدفت رسیدن به تهران باشد، شاید به خرم آباد هم نرسی. باید به فکر کمک راهنمایی باشی. این بود که درمان برایم کار سختی نبود، چون من خیلی بیشتر از آن را می دیدم و مد نظر داشتم. از همه راهنماها، آقا فرشید و دیگران هر کدام نکته ای آموختم. آقا مهرداد آن موقع در نشریات بودند و هر موقع من از ایشان CD می خریدم چند تا CD  اضافه تر به من می دادند. خدا را شکر توانستم به رهایی برسم و در امتحان کمک راهنمایی قبول بشوم و الآن هم بیایم اینجا خدمت کنم. از آقای مهندس و تمامی دیدبان ها و راهنمایم آقا علی تشکر می کنم از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید متشکرم. 


.
آرزوی مسافر اکبر:
آرزو می کنم روزی برسد که تمامی شهرستانهای کشورمان دارای شعبه ای از کنگره شصت باشند تا بتوانیم این پیام رهایی را به همه انسانهای دردمندی که خواستار رهایی هستند برسانیم.


در ادامه شاهد انتخابات نگهبانی بودیم و مسافر منصور به عنوان نگهبان این دوره  توسط مسافران نمایندگی دانیال انتخاب شد و از نگهبان دوره قبل مسافر نوید به رسم کنگره تقدیر به عمل آمد. 

خدمتگزاران جلسه... 



مرزبان کشیک مسافر اکبر


عکاس: مسافرمحسن لژیون پنجم

تایپ: مسافر محمد لژیون ششم

ویرایش: مسافر محرم لژیون دوازدهم









لینک های مرتبط: کنگره 60 دانیال اهواز،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مصطفی لژیون۲ سه شنبه 15 مهر 1399 00:33
دستهایی که کمک می کنند ، برتر از لبهایی است که دعا می کنند..علی آقا خدا قوت جانانه..تبریک ویژه به اکبرآقای بزرگوار ...شادباش به سایر همراهان گرامی جلسه
مسافر محرم دوشنبه 14 مهر 1399 20:19
ارضی چو سمایی شد ، مقصود سنایی شد
این بود همه آن شد ، تا باد چنین بادا

تبریک به همه دوستان ارجمند و تشکر از دوستان سایت.
پاینده باشید.
مسافر محرم دوشنبه 14 مهر 1399 20:19
ارضی چو سمایی شد ، مقصود سنایی شد
این بود همه آن شد ، تا باد چنین بادا

تبریک به همه دوستان ارجمند و تشکر از دوستان سایت.
پاینده باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
صفحات دیگر ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic