دستور جلسه : هفته راهنما + جشن
پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت 08:23 | نوشته ‌شده به دست مسافر امین | ( نظرات )
جلسه یازدهم از دوره بیست و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی دانیال اهواز با استادی ایجنت محترم شعبه آقای فرشید ، نگهبانی مسافر احسان و دبیری مسافر علی و با دستور جلسه ( هفته راهنما ) در روز سه شنبه مورخه 1397/12/14رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان فرشید هستم مسافر

از دبیر و نگهبان و مرزبانان محترم سپاسگزارم که این فرصت را دوباره به من دادند تا در این جایگاه خدمت کنم؛ این هفته را به همه‌ی اعضا به‌خصوص آقای مهندس و راهنمای خودم آقای ترابخانی تبریک میگویم که توانستند با هنر خاص خود گره‌ها و تعصبات درون من را حل کنند و مثل یک هنرمند توانستند این تندیس را برای من طراحی کنند و هنوز هم این کار را ادامه می‌دهند. وقتی بعدازآن همه نفرت وارد کنگره شدم راهنمایم تنها کسی بود که اول‌ازهمه دوستش داشتم و این محبت کم‌کم بیشتر شد و دایره‌ی آن به بیرون از کنگره هم رسید و من توانستم افراد دیگر را هم دوست داشته باشم؛ به دیده‌بان‌ها تبریک میگویم که این ارابه یا کشتی را به سمت درست هدایت و مراقبت می‌کنند و تبعاتش هم این است که الآن در همه جای کنگره امنیت برقرار است؛ یک تبریک ویژه هم دارم خدمت تمام کمک راهنماهای شعبه که بسیار زحمت می‌کشند تا پایه‌های محکمی را برای شعبه و برای کسانی که قرار است بیایند و به ما بپیوندند پی‌ریزی کنند؛ و تبریک آخر هم برای دوستانی است که شاید هنوز در سفر اول باشند و شروع به خواندن کرده‌اند تا برای امتحان کمک راهنمایی برج دو آماده شوند و عشق به این دارند که بتوانند وسیله‌ای باشند برای رساندن پیام رهایی به عزیزان دربند، این عشق و حسی که دارند خیلی ارزشمند است که به قول آقای مهندس شاید خواب ببینند که لژیون گرفته‌اند یا رهاشده‌اند؛ این باعث می‌شود که در آینده شعاع‌های محبتشان به افرادی برسد که هنوز در میان ما نیستند.

 هفته‌ی راهنماها در کنگره برای ما خیلی ارزشمند است چون همه‌ی افرادی که به اینجا می‌آیند در ابتدا سفر اولی هستند به‌عنوان مصرف‌کننده از شرایط خودشان خسته شده به دنبال راه درمان می‌گردند و شاید از خیلی چیزها خسته باشند و از آن نقاط تاریک به نقطه‌ی روشنی رسیده‌اند. بعضی وقت‌ها آدم فکر می‌کند که چرا تاریکی‌ها به وجود می‌آید؟ شاید این اسطوره‌ی قدیمی داستان آدم و حوا که در همه‌ی ادیان و مکاتب نقل‌شده و البته گاهی هم بد برداشت کرده‌اند و برداشت‌ها منحرف‌شده باشد، ما در کنگره متوجه شدیم که این داستان جهل آدمی است و میوه همان شجره‌ی خبیثِ است؛ اما تنها چیزی که باعث می‌شود فرد به آن درخت نزدیک شود کبر است چون شیطان از در کبر وارد می‌شود و آن‌ها را وسوسه می‌کند که اگر از این درخت بخورید به جایگاه بالاتری دست می‌یابید. این داستان شباهت بسیاری دارد به‌روزهای اول مصرف؛ مصرف مواد را شروع کردم تنها و تنها به این دلیل که حال بهتر و جایگاه بهتری ازآنچه داشتم تجربه کنم؛ و تا موقع ای که این قضیه برایم حل نشد من در اعتیاد گرفتار بودم از وقتی فهمیدم که من هیچ برتری نسبت به دیگران ندارم و اگر زندگی چیزی به من می‌آموزد دلیلش برتری من نسبت به دیگران نیست و وقتی وارد کنگره شدم این اولین قضیه‌ای بود که باید حل می‌شد تا درمان من شروع شود؛ و این‌که من یک انسان هستم که خیلی چیزها را نمی‌دانم و باید آموزش بگیرم و وقتی این‌طوری فکر کنم کم‌کم درب آموزش بر من باز می‌شود و طغیان‌ها کنار می‌رود و دیگر من خودم را با دیگران قیاس نمی‌کنم؛ وقتی این حس‌های منفی کنار می‌رود درمان شخص شروع می‌شود؛ درمان دو وجه دارد یک‌وقتی فرد روی برنامه پیش می‌رود دارویش هم قطع می‌شود اما آیا در صور پنهان هم درمان شروع‌شده؟ یک نفر که وارد کنگره می‌شود مثل یک دنیای تاریک است که هم خورشید و ماهش خوابیده است و هم زمینش حاصل خیز نیست و تمام سیاره‌هایش یخ‌زده‌اند که ممکن است هرکدام از آن‌ها توانایی‌های زیادی داشته باشند اما چون یخ‌زده‌اند به هیچ دردی نمی‌خورند؛ آن‌وقتی درمان اتفاق میفتد که این جهان شروع کند به روشن شدن، خورشید شروع به تابیدن کند، زمینش بارور شود و این قضیه زمانی اتفاق می‌افتد که سفر درونی فرد شروع شود و خضوع در چهره‌اش، نوع حرف زدنش، مدل ایستادنش موج می‌زند.


 راهنما به صحبت کردن ره‌جو کاری ندارد به رفتارش کار دارد، راهنما از یک ارتباط دیگری دارد ره‌جو را حس می‌کند آن عملی که فرد انجام داده و سفری که در صور پنهان صورت گرفته اصل اتفاقی است که دارد می‌افتد و راهنما از این طریق می‌فهمد که فرد در چه جایگاهی است. به مدل نگاه کردن و مدل جواب دادنش ربط دارد. یک‌وقتی راهنما به من می‌گوید که پوششت نامناسب است؛ هزاران رفتار در انعکاس این حرف وجود دارد و آن حسی که من به راهنما انتقال می‌دهم و رفتاری که می‌کنم مهم است؛ حالا من هرقدر هم که در زبان از راهنما تشکر کنم و ارادت نشان بدهم، برای راهنما همین کافی است که حرفی بزند و من یک واکنشی نشان بدهم او همه‌ی مطلب را می‌فهمد. بحث دیگر در درمان این است که کسانی که مسیرشان ادامه‌دار است آن‌هایی هستند که مسیر را تاکنون درست طی کردند و کسی که مسیرش کج باشد بالاخره یکجایی فرومی‌ریزد، دیواری که کج بالا می‌رود یکجایی دیگر نمی‌تواند تعادلش را حفظ کند اما دیواری هست که ارتفاع خیلی زیادی را بالا می‌رود چون پایه‌هایش درست است هیچ‌وقت فرونمی‌ریزد. ما یک‌چیزی به نام کنگره به دست آورده‌ایم که دارد با یک مهندسی خاصی تشکیلات خودش را می‌چرخاند، آموزش‌هایش را انتقال می‌دهد و شعاع اضافه می‌کند و دارد افراد بیشتری را جذب می‌کند توسط راهنماهای بیشتری که دارد تربیت می‌کند؛ خب ما یک خدماتی راداریم دریافت می‌کنیم حالا این‌که چه برداشتی می‌کنیم یک‌طرف و این‌که چگونه این برداشت‌ها را برای خودمان حفظ می‌کنیم طرف دیگر قضیه است؛ تقدیر از راهنما در این بحث می‌گنجد یعنی ما یک خدماتی را گرفته‌ایم یک کسی را پیداکرده‌ایم که دارد مسیر را به ما نشان می‌دهد به‌صورت رایگان به ما خدمت می‌کند و مهم‌تر از این‌ها حسی که برای رهایی ما طلب می‌کند که این انرژی بالاتر و تزکیه‌ی بالاتری را می‌طلبد و در کنار وقت و هزینه‌ای که راهنما می‌کند، ارزشمندتر است؛ و ما باید در این مقطع از راهنمای خود تقدیر کنیم به بهترین و زیباترین شکل کسی که در کنگره هزینه پرداخت می‌کند رهایی‌اش برای خودش ارزشمند است و به‌خوبی از آن مراقبت می‌کند و این خیلی مهم است که ماها چقدر از پولی که داریم از حسی که داریم یا از شیره‌ی جانمان می‌گذریم تقدیر باید ارزش داشته باشد؛ تقدیر نمادین برای بیرون از کنگره بود شاید محبت را نشود با پول نشان داد اما برای اینکه بدانیم یک فرد را چقدر دوست داریم باید ببینیم که چقدر از وقت و انرژی و پولمان می‌گذریم. در کتاب شصت درجه‌یک آیه از قرآن را نقل می‌کند که پس نگذشته است از گذرگاه سخت چه چیز دانا کرد تو را که چیست گذرگاه سخت رهانیدن گردنی، شاید خیلی از ما فکر می‌کردیم که رهایی خودمان را دارد می‌گوید ولی می‌گوید اگر یک نفر در رهایی دیگران سهیم نباشد و تلاش نکند برای رها شدن گردنی قطعاً خودش هنوز گذرگاه را درک نکرده و عبور از گذرگاه را انجام نداده.

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید از همه‌ی شما متشکرم.


در ادامه مراسم تقدیر از کمک راهنمایان و راهنمایان تازه واردین شعبه دانیال اهواز بر گزار شد:



خدمتگزاران

مرزبان کشیک مسافر عزیز

عکس: مسافر امین لژیون 6

نگارش: مسافر محمد لژیون 6

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر، مناسبت ها،

برچسب‌ها: راهنما، جشن،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر حسین شعبه نیما یوشیج شنبه 18 اسفند 1397 21:07
سلام و خسته نباشی خدمت همه خدمتگزاران شعبه دانیال اهواز، عرض تبریک به ایجنت محترم شعبه آقای تفرشی و همه کمک راهنمای دلسوز و زحمتکش شعبه دانیال اهواز ، خداقوت
مسافرحسین شنبه 18 اسفند 1397 19:33
خداقوت به آقافرشیدمیگم واین هفته ی عزیزرابه ایشان وتمام راهنماهای کنگره 60وآقای مهندس وخانواده ی محترمشان تبریک میگم وآرزوی سلامتی وموفقیت برایشان دارم. واقعا جشن بی نظروخوبی بود واقعالذت بردم ازاینکه درکنارراهنماهاومسافران درروزجشن بودم
مسافر محسن آبادان جمعه 17 اسفند 1397 12:49
این هفته عزیز خدمت جناب مهندس و سرکار خانم آنی تبریک عرض میکنم و تبریک ویژه خدمت کمک راهنمایان محترم نمایندگی دانیال اهواز و یه خداقوت خدمت آقا فرشید عزیز شما برای من یه الگو کنگره ای هستید.کلام شما پر از آموزش هست انشاالله بتوانم همیشه یه خدمتگزار خوب برای کنگره باشم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
صفحات دیگر ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات